قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

بهترین شعرهایی که خوانده ام

 


فرق ها از زندگی تا زندگی است.

پژمان بختیاری

گر نشان زندگی جنبندگی است

خار در صحرا سراسر زندگی است

هم جعل زنده است و هم پروانه لیک

فرق ها از زندگی تا زندگی است.

(جعل : نوعی سوسک است)




:: موضوعات مرتبط: دو بیت
نویسنده : جیحون تاریخ : پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392      

به دنبالت ندیدی سایه‌ی مردی پشیمان را؟
شیما شاهسوارن احمدی

به دنبالت ندیدی سایه‌ی مردی پشیمان را؟
کسی که می‌شناسد لهجه‌ی سنگین باران را؟

پس از تو زردی‌ام را سیلی هر دست قرمز کرد
چه ارزان می‌فروشم سیب‌های سرخ لبنان را!...

دلم دریاست بی تو کوسه‌ها در من کمین کردند
کشانده بوی خون این وحشیان تیز دندان را

پس از تو عطر لاهیجانی صد قوری چینی
پس از تو چای مهمان کرده‌ام هر حجله شیطان را

بیا و فرض کن پیراهنت را باد با خود برد
که رسوا کرد یوسف شهر کنعان را ... تو تهران را

تو سیبی پرتقالی طعم لیمو می‌‌دهی گاهی
بیا و چاق کن با طعم تنباکویی‌ات جان را



:: موضوعات مرتبط: دیگران
نویسنده : جیحون تاریخ : دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392      

مادر که کسی به فکر فردایش نیست
روز مادر مبارک

جلیل صفربیگی

مادر که کسی به فکر فردایش نیست

یک ذره امید توی رویایش نیست

هر روز نگاه می کنم جز زیلو

یک تکه بهشت زیر پاهایش نیست



:: موضوعات مرتبط: مناسبتی
نویسنده : جیحون تاریخ : سه شنبه دهم اردیبهشت 1392      

این نبود
عبدالجبار کاکایی

شوری که در جهان من افتاد ، این نبود

نامی که بر زبان من افتاد ، این نبود

آن راز سر به مهر که سی سال پیش ازین

چون آتشی به جان من افتاد ، این نبود

پیغمبری که با نفحات شبانی اش

یک شب از آسمان من افتاد ، این نبود 

آن شعله های سر کش آتش که با وقار

در پای دودمان من افتاد ، این نبود

وان کشتی نجات که در باد هولناک

از موج بی امان من افتاد ، این نبود

دستی که از تلاطم دریا مرا گرفت

وقتی که بادبان من افتاد ، این نبود 

حرفی که بر زبان تو لغزید ، آن نشد

شعری که در دهان من افتاد ، این نبود



:: موضوعات مرتبط: عبدالجبار کاکایی
نویسنده : جیحون تاریخ : پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392      

بیتی است فقط قصیده ی عشق و وفا

جلیل صفربیگی

بیتی است فقط قصیده ی عشق و وفا

دستان تو هر دو مصرع این بیت اند



:: موضوعات مرتبط: یه بیت!، جلیل صفر بیگی
نویسنده : جیحون تاریخ : سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392      

خشکی درخت از کدام ریشه آب می خورد!

زنده یاد قیصر امین پور

خارها

خوار نیستند

شاخه های خشک

چوبه های دار نیستند

میوه های کال کرم خورده نیز

روی دوش شاخه بار نیستند

پیش از آنکه برگ های زرد را

زیر پای خویش ،سرزنش کنی

خش خشی به گوش میرسد:

برگهای بی گناه،

با زبان ساده اعتراف میکنند

خشکی درخت

از کدام ریشه آب می خورد!



:: موضوعات مرتبط: قیصر امین پور
نویسنده : جیحون تاریخ : شنبه هفدهم فروردین 1392      

عاشق شده بودیم که کاری بکنیم

عاشق شده بودیم که کاری بکنیم

دستی هم در گردن یاری بکنیم

این زندگی آموخت که باید یک عمر

شوهر داری و بچه داری بکنیم



:: موضوعات مرتبط: طنز
نویسنده : جیحون تاریخ : جمعه شانزدهم فروردین 1392      

بی شک میان ِ راه شک نموده است

سید احد شیرین نژاد

بی شک میان راه شک نموده است

رودی که تا لب دریا نمی رسد




:: موضوعات مرتبط: یه بیت!، دیگران
نویسنده : جیحون تاریخ : جمعه نهم فروردین 1392      

همه شاخه‌هاش رقصان همه گوشه‌هاش خندان
سی امین بهار زندگی ما هم از راه رسید

عید دوستان و دشمنان مبارک!

همه شاخه‌هاش رقصان همه گوشه‌هاش خندان

چو دو دست نوعروسان همه دستشان نگاری

که بهار گوید ای جان دم خود چو دانه‌ها دان

بنشان تو دانه دم که عوض درخت آری




:: موضوعات مرتبط: دو بیت، مولانا، نوروز
نویسنده : جیحون تاریخ : سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391      

هـر لـحظـه كه تســـــــلـيـمـم در كارگه تقدير

هـر لـحظـه كه تســـــــلـيـمـم در كارگه تقدير

آرامتر از آهو ،بي بــــــــاك تر از شيــــــرم

هر لحظه كه مي كوشم در كار كنم تدبير

رنـــج از پي رنــــج آيد ،زنجيــر پي زنجيـر



:: موضوعات مرتبط: دو بیت
نویسنده : جیحون تاریخ : جمعه چهارم اسفند 1391      

آنکه می ترسد ، می ترساند
زنده یاد قیصر امین پور

ایستاده در باد

شاخه ی لاغر بیدی کوتاه

برتنش جامه ای انباشته از پنبه و کاه

برسر مزرعه افتاده بلند

سایه اش سرد و سیاه

نه نگاهش را چشم ، نه کلاهش را پشم

سایه ی امن کلاهش اما

لانه ی پیر کلاغی است که با قال و مقال

قاروقار از ته دل می خواند:

آنکه می ترسد

                     می ترساند



:: موضوعات مرتبط: قیصر امین پور
نویسنده : جیحون تاریخ : شنبه بیست و یکم بهمن 1391      

یکــــی درد و یکـــی درمون پسندد

بابا طاهر عریان

یکــــی درد و یکـــی درمون پسندد

یکـــی وصل و یکی هجرون پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجرون

پسنـــدم آنچـــه را جـــانون پسندد



:: موضوعات مرتبط: بابا طاهر
نویسنده : جیحون تاریخ : چهارشنبه هجدهم بهمن 1391      

باغ حوا
ابن محمود

هرچند مي‌گويند

آدم به جرم خوردن سيب بهشتي

     رانده شد از جنّت المأوا

و سال‌ها در شرح اين موضوع دعوا بود؛

اما تن ارديبهشتي تو ثابت كرد:

سيبي كه آدم گاز زد

                        از باغ حوّا بود!!!



نویسنده : جیحون تاریخ : چهارشنبه هجدهم بهمن 1391      

جانی دارم ز عشق تو کرده رقم
ابوسعید ابوالخیر

گر پاره کنی مرا ز سر تا به قدم

موجود شوم ز عشق تو من ز عدم

جانی دارم ز عشق تو کرده رقم

خواهیش به شادی کش و خواهیش به غم



:: موضوعات مرتبط: دو بیت، ابوسعيد ابوالخير
نویسنده : جیحون تاریخ : شنبه چهاردهم بهمن 1391      

محور همنشینی

ابن محمود

گور پدر این صندلی که می‌گوید:

«من یک‌نفره‌ام»!

هندسه عشق

جای مرا باز می‌کند

کنار تو



:: موضوعات مرتبط: طنز
نویسنده : جیحون تاریخ : شنبه هفتم بهمن 1391      

نخلی بی سر که ریشه در خون دارد

شعری برای خوزستان

از جلیل صفربیگی

رودی زخمی که در نمک غوطه ور است

خاک تلخی که حاصلش نی شکر است

نخلی بی سر که ریشه در خون دارد

چاه نفتی که در خودش شعله ور است



:: موضوعات مرتبط: دو بیت، جلیل صفر بیگی
نویسنده : جیحون تاریخ : سه شنبه سوم بهمن 1391      

تهران برای زندگی من هرگز انار سرخ ندارد

پوریا سوری

تهران برای زندگی من هرگز انار سرخ ندارد

باید کسی به عاطفه تو در این زمین درخت بکارد

تهرانِ هم ترانه ی زندان، تهران خالی از تب انسان

تهرانِ پایتخت بجز تو دیگر مگر چه جاذبه دارد؟

تهران برای من برهوتی پوشیده از سفیدی برف است

باشد که ردپای تو اینجا همراه خود بهار بیارد

هر شب میان ماندن و رفتن راهی بغیر خواب ندارم

کی می شود که خواب مرا به آغوش گرم تو بسپارد؟

من فکر می کنم که در این شهر، عشق تو شاهراه نجات است

پیش از شبی که خاک بخواهد در سینه اش مرا بفشارد

اما چگونه با تو بگویم ... بگذار صادقانه بگویم

می ترسم اینکه عشق تو بین سیمان و دود تاب نیارد

این دود سرفه های مرا از سینه ام به شهر کشانده

این سرفه های شهر نشینی به فلسفه نیاز ندارد

شاید اگر که عشق تو با آن، ابری که مانده در تب باران

همدم شود دوباره تواند باران به این دیار بیارد

شاید که ابر حادثه باشد! شاید که عشق معجزه باشد

باران فقط به حکم غریزه بی چشمداشت باز ببارد

آنگاه در تلاطم باران، از انتهای پیچ خیابان

می آیی و دوباره در این خاک عشق ات انار بار می آرد



:: موضوعات مرتبط: دیگران
نویسنده : جیحون تاریخ : شنبه سی ام دی 1391      

بر درگه خلق بندگی ما را کشت

واعظ قزوینی

بر درگه خلق بندگی ما را کشت
هر سو پی نان دوندگی ما را کشت

  فارغ نشویم یک دم از فکر معاش
  ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت!
 



:: موضوعات مرتبط: دو بیت
نویسنده : جیحون تاریخ : پنجشنبه بیست و یکم دی 1391      

شمشیر و جغرافیا
محمد کاظم کاظمی شاعر افغان

بادی وزید و دشت سترون درست شد

طاقی شکست و سنگ فلاخن درست شد

شمشیر روی نقشه‌ی جغرافیا دوید

این‌سان برای ما و تو میهن درست شد

یعنی که از مصالح دیوار دیگران‌

یک خاکریز بین تو و من درست شد

بین تمام مردم دنیا گل و چمن‌

بین من و تو آتش و آهن درست شد

یک سو من ایستادم و گویی خدا شدم‌

یک سو تو ایستادی و دشمن درست شد

یک سو تو ایستادی و گویی خدا شدی‌

یک سو من ایستادم و دشمن درست شد

یک سو همه سپهبد و ارتشبد آمدند

یک سو همه دگرمن و تورَن درست شد(1)

آن طاقهای گنبدی لاجوردگون‌

این گونه شد که سنگ فلاخن درست شد

آن حوضهای کاشی گلدار باستان‌

چاهی به پیشگاه تهمتن درست شد

آن حله‌های بافته از تار و پود جان‌

بندی که می‌نشست به گردن درست شد

آن لوح‌های گچ‌بری رو به آفتاب‌

سنگی به قبر مردم غزنین و فاریاب‌

سنگی به قبر مردم کدکن درست شد(2)


سازی بزن که دیر زمانی است نغمه‌ها

در دستگاه ما و تو شیون درست شد

دستی بده که ـ گرچه به دنیا امید نیست ـ

شاید پلی برای رسیدن‌، درست شد

شاید که باز هم کسی از بلخ و بامیان‌

با کاروان حلّه بیاید به سیستان‌

وقت وصال یار دبستانی آمده است

بویی عجیب می‌رسد از جوی مولیان‌

سیمرغ سالخورده گشوده است بال و پر

«بر گِردِ او به هر سر شاخی پرندگان‌»(3)

ما شاخه‌های توأم سیبیم و دور نیست

باری دگر شکوفه بیاریم توأمان‌

با هم رها کنیم دو تا سیب سرخ را

در حوضهای کاشی گلدار باستان‌

بر نقشه‌های کهنه خطی تازه می‌کشیم

از کوچه‌های قونیه تا دشت خاوران

تیر و کمان به دست من و توست، هموطن

لفظ دری بیاور و بگذار در کمان‌


1. دگرمن و تورَن از مناصب نظامی افغانستان است.

2.  این بیت یک ساختار متفاوت دارد، یعنی دارای سه مصراع است.

3. مصراع از نیمایوشیج است، از شعر «ققنوس».



:: موضوعات مرتبط: محمد کاظم کاظمی
نویسنده : جیحون تاریخ : دوشنبه هجدهم دی 1391      

صبر فریب بزرگیست

صبر فریب بزرگیست

عمریست با غوره ها کلنجار میروم

حلوا نمی شوند



:: موضوعات مرتبط: دیگران
نویسنده : جیحون تاریخ : جمعه پانزدهم دی 1391      

تقصیر فلک نیست که ما بی سر و پاییم

چند بیت زیبا از سید علی صیدی طهرانی


تقصیر فلک نیست که ما بی سر و پاییم

چون ابر ، پریشانی ما از کرم ماست

*
چو باد، همسفر خویش را به جا مگذار

رفیق اگر همه بار دل است، وا مگذار


*
بس که حیران تماشای جمال تو شدم

همچو گل دوختن چاک دل از یادم رفت!


*
ز سیر گلشن دنیا از آن به خار خوشم

که چیده اند حریفان رفته گلها را!


:: موضوعات مرتبط: یه بیت!
نویسنده : جیحون تاریخ : پنجشنبه چهاردهم دی 1391      

نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم

مولانا

نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم

در این سراب فنا چشمه حیات منم

وگر به خشم روی صد هزار سال ز من

به عاقبت به من آیی که منتهات منم

نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی

که نقش بند سراپرده رضات منم

نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی

مرو به خشک که دریای باصفات منم

نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو

بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم

نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند

که آتش و تبش و گرمی هوات منم

نگفتمت که صفت‌های زشت در تو نهند

که گم کنی که سرچشمه صفات منم

نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت

نظام گیرد خلاق بی‌جهات منم

اگر چراغ دلی دان که راه خانه کجاست

وگر خداصفتی دان که کدخدات منم



:: موضوعات مرتبط: مولانا
نویسنده : جیحون تاریخ : یکشنبه دهم دی 1391      

ای کاش می‌توانستند
زنده یاد احمد شاملو

ای کاش می‌توانستند

از آفتاب یاد بگیرند

که بی‌دریغ باشند

در دردها و شادی‌هاشان

حتی

با نانِ خشکِشان

و کاردهایشان را

جز از برایِ قسمت کردن

بیرون نیاورند



:: موضوعات مرتبط: احمد شاملو
نویسنده : جیحون تاریخ : پنجشنبه هفتم دی 1391      

یوسف نیم که چاک گریبان کنم گواه

یوسف نیم که چاک گریبان کنم گواه 

من حرف،غیرِ حرفِ زلیخا نمی زنم



:: موضوعات مرتبط: یه بیت!
نویسنده : جیحون تاریخ : دوشنبه چهارم دی 1391      

گردش سال فقط یک شب یلدا دارد
گردش سال فقط یک شب یلدا دارد

من بدون تو هزاران شب یلدا دارم



:: موضوعات مرتبط: یه بیت!، مناسبتی
نویسنده : جیحون تاریخ : جمعه یکم دی 1391      

به صد یلدا الهی زنده باشی

شب یلدا مبارک

به صد یلدا الهی زنده باشی

انار و سیب و انگورخورده باشی

اگر یلدای دیگر من نباشم

تو باشی و تو باشی و تو باشی



:: موضوعات مرتبط: مناسبتی
نویسنده : جیحون تاریخ : پنجشنبه سی ام آذر 1391      

شب یلدا کـــه رفتم ســــوی خـانه
شب یلدا مبارک

شب یلدا کـــه رفتم ســــوی خـانه                                      

 گرفتـــــــم پرتقـــــــــــــال و هندوانه

خیـــــار و سیب و شیرینی و آجیل                                       

 دوتـــــا جعبه انــــــــــــــار دانه دانه

گـــــــز و خربوزه و پشمک که دارم                                       

 ز هــــــــر یک خاطراتی جــــــاودانه

شب یلدا بــــــــوَد یا شـــــــام یغما                                      

 و یــــــــــــــا هنگــــــــام اجرای ترانه

به گوشم می رسد از دور و نزدیک                                      

نوای دلکـــــــــش چنگ و چغــــــانه

پس از صرف طعام و چــــای و میوه                                      

تقاضــــــــا کردم از عمّـــــــه سمانه

که از عهــــــد کهـــــــــن با ما بگوید                                     

هم از رسم و رســــــــــوم آن زمانه

چه خوش میگفت و ما خوش میشنیدیم                              

پس از ایشان مرا گـــــــل کرد چانه

نمی دانم چـــــــرا یک دفعـــــه نامِ                                         

“جنیفر لوپز” آمــــــــــــــــد در میانه

 



:: موضوعات مرتبط: مناسبتی
نویسنده : جیحون تاریخ : پنجشنبه سی ام آذر 1391      

پندها دادي بهارا ! در خزان زندگي
پندها دادي بهارا ! در خزان زندگي
مي ندانستي كه گوش شاه ، چون گوش خر است!

همچنان نشنيد اندرز فروغي و قوام
چون گمان مي كرد چرخ دهر بر يك محور است!

بامصدق كرد ظلم و راه استبداد رفت
چون كه مي پنداشت ملت تا ابد فرمانبر است!

عاقبت زد ناز و نعمت زير دل ها را كه قوم
گفت آزادي به ما از نان شب واجبتر است!

خوش به حالت مُردي و چون ما ندانستي چرا
جمعيت حسرت كش آن عهد بار ديگر است!؟



:: موضوعات مرتبط: طنز
نویسنده : جیحون تاریخ : چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391      

پر زدن از دام ابریشم به من هم می رسد
مهدی مظاهری

پر زدن از دام ابریشم به من هم می رسد

شادمانی های بعد از غم به من هم می رسد

برگ ها از شاخه می افتند و تنها می شوند

از جدایی ، گرچه می ترسم ، به من هم می رسد

هر کجا هستم من از یاد تو غافل نیستم

در خیابان شاخه ی مریم به من هم می رسد

گندم گیسوی تو از باغ مینو بهتر است

از گناه حضرت آدم به من هم می رسد

گر چه از من هیچکس غیر از وفاداری ندید

بی وفایی های این عالم به من هم می رسد

هر کجا سروی به خاک افتاد با خود گفته ام

نوبت هیزم شدن کم کم به من هم می رسد

با تشکر از محمد آقای عزیز http://jabarotttt.blogfa.com



:: موضوعات مرتبط: دیگران
نویسنده : جیحون تاریخ : یکشنبه بیست و ششم آذر 1391      

بیا چو بوی گل امشب به آشیانه ما
رهی معیری

سزای چون تو گلی گر چه نیست خانه ما

بیا چو بوی گل امشب به آشیانه ما

تو ای ستاره خندان کجا خبر داری؟

زناله سحر و گریه شبانه ما

چو بانگ رعد خروشان که پیچد اندر کوه

جهان پر است ز گلبانگ عاشقانه ما

نوای گرم نی از فیض آتشین نفسی است

زسوز سینه بود گرمی ترانه ما

چنان زخاطر اهل جهان فراموشیم

که سیل نیز نگیرد سراغ خانه ما

به خنده رویی دشمن مخور فریب رهی

که برق ، خنده کنان سوخت آشیانه ما



:: موضوعات مرتبط: رهی معیری
نویسنده : جیحون تاریخ : شنبه بیست و پنجم آذر 1391      


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به بهترین شعرهایی که خوانده ام مي باشد.