قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

شعر

 


افتادیم

گروس عبدالملکیان

و زندگی آن‌قدر کوچک شد

تا در چاله‌ای که بارها از آن پریده بودیم

افتادیم



:: موضوعات مرتبط: گروس عبدالملکیان
نویسنده : جیحون تاریخ : سه شنبه نهم آبان 1391      

آدم برفی

گروس عبدالملکیان

به شانه ام زدی

تا تنهاییم را تکانده باشی

به چه دل خوش کرده ای؟

تکاندن برف از شانه های آدم برفی !.

.



:: موضوعات مرتبط: گروس عبدالملکیان
نویسنده : جیحون تاریخ : شنبه بیست و چهارم بهمن 1388      

کجا بودم

گروس عبدالملکیان

می خواستم بمانم

رفتم

می خواستم بروم

ماندم

نه رفتن مهم بود و نه ماندن

مهم من بودم

که نبودم !

.



:: موضوعات مرتبط: گروس عبدالملکیان
نویسنده : جیحون تاریخ : دوشنبه پنجم بهمن 1388      

شنگول و منگول

گروس عبدالملکیان


گرگ 

شنگول را خورده است

گرگ

منگول را تکه تکه کرده است

بلند شو پسرم !

این قصه برای نخوابیدن است !

.



:: موضوعات مرتبط: گروس عبدالملکیان
نویسنده : جیحون تاریخ : جمعه بیست و پنجم دی 1388      

چشمان تو

گروس عبدالملکیان


دو سال است که می دانم بی قراری چیست

درد چیست

مهربانی چیست

دو سال است که می دانم آواز چیست

راز چیست ....

چشمهای تو شناسنامه مرا عوض کردند

امروز من دو ساله می شوم ....

.



:: موضوعات مرتبط: طنز، گروس عبدالملکیان
نویسنده : جیحون تاریخ : شنبه نوزدهم دی 1388      

هیچکس به خانه اش نمی رسد

گروس عبدالملکیان

دختران شهر

به روستا فکر می کنند

دختران روستا

در آرزوی شهر می میرند

مردان کوچک

به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند

مردان بزرگ

در آرزوی آرامش مردان کوچک

می میرند

کدام پل

در کجای جهان

شکسته است

که هیچکس به خانه اش نمی رسد!

.



:: موضوعات مرتبط: گروس عبدالملکیان
نویسنده : جیحون تاریخ : چهارشنبه شانزدهم دی 1388      


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به بهترین شعرهایی که خوانده ام مي باشد.