فرق ها از زندگی تا زندگی است.

پژمان بختیاری

گر نشان زندگی جنبندگی است

خار در صحرا سراسر زندگی است

هم جعل زنده است و هم پروانه لیک

فرق ها از زندگی تا زندگی است.

(جعل : نوعی سوسک است)


به دنبالت ندیدی سایه‌ی مردی پشیمان را؟

شیما شاهسوارن احمدی

به دنبالت ندیدی سایه‌ی مردی پشیمان را؟
کسی که می‌شناسد لهجه‌ی سنگین باران را؟

پس از تو زردی‌ام را سیلی هر دست قرمز کرد
چه ارزان می‌فروشم سیب‌های سرخ لبنان را!...

دلم دریاست بی تو کوسه‌ها در من کمین کردند
کشانده بوی خون این وحشیان تیز دندان را

پس از تو عطر لاهیجانی صد قوری چینی
پس از تو چای مهمان کرده‌ام هر حجله شیطان را

بیا و فرض کن پیراهنت را باد با خود برد
که رسوا کرد یوسف شهر کنعان را ... تو تهران را

تو سیبی پرتقالی طعم لیمو می‌‌دهی گاهی
بیا و چاق کن با طعم تنباکویی‌ات جان را

مادر که کسی به فکر فردایش نیست

روز مادر مبارک

جلیل صفربیگی

مادر که کسی به فکر فردایش نیست

یک ذره امید توی رویایش نیست

هر روز نگاه می کنم جز زیلو

یک تکه بهشت زیر پاهایش نیست

این نبود

عبدالجبار کاکایی

شوری که در جهان من افتاد ، این نبود

نامی که بر زبان من افتاد ، این نبود

آن راز سر به مهر که سی سال پیش ازین

چون آتشی به جان من افتاد ، این نبود

پیغمبری که با نفحات شبانی اش

یک شب از آسمان من افتاد ، این نبود 

آن شعله های سر کش آتش که با وقار

در پای دودمان من افتاد ، این نبود

وان کشتی نجات که در باد هولناک

از موج بی امان من افتاد ، این نبود

دستی که از تلاطم دریا مرا گرفت

وقتی که بادبان من افتاد ، این نبود 

حرفی که بر زبان تو لغزید ، آن نشد

شعری که در دهان من افتاد ، این نبود