کیستند این همه مرد و زن خوابیده به هم
.
کیستند این همه مرد و زن خوابیده به هم که ندانند که سر بر سر دامان که اند
اینهمه شمع که در لاله به خلوت سوزند اشک ریزان سر گور عزیزان که اند
چیستند این همه نام و غزل و شعر به سنگ از پس واقعه این قوم غزل خوان که اند
سنگهایی که بر آن نام نکندند هنوز ختم بر نام که و نقطه پایان که اند
.
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 17:36 توسط جیحون
|
بر درخت زنده بی برگی چه غم؟