مجلس شورای ...
زنده یاد حسین پناهی
در کمیسیونی خاکستری شترها را دیدم که به اعتراض
میزهای سالن را می جویدند و رییسشان_که زنگوله داشت_ با وقار می گفت:
آقایان! اعضای پارلمان!
لطفاً به وقت رسمیت جلسه پشکل نیندازید...
و صدایی شنیدم که می گفت: تو!
و قطاری که تکرار می کرد: توتو! توتو! توتو! توتو! توتو! توتو...
و کلاغی را دیدم که چهار جهت اصلی را گم را کرده بود
و قورباغه ای که طرح حمل و نقل پشگل ها را در ذهن کاغد کروکی می کرد !
.
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم دی ۱۳۸۸ ساعت 18:35 توسط جیحون
|
بر درخت زنده بی برگی چه غم؟