زنده یاد حسین پناهی

در کمیسیونی خاکستری شترها را دیدم که به اعتراض

میزهای سالن را می جویدند و رییسشان_که زنگوله داشت_ با وقار می گفت:

آقایان! اعضای پارلمان!

لطفاً به وقت رسمیت جلسه پشکل نیندازید...

و صدایی شنیدم که می گفت: تو!

و قطاری که تکرار می کرد: توتو! توتو! توتو! توتو! توتو! توتو...

و کلاغی را دیدم که چهار جهت اصلی را گم را کرده بود

و قورباغه ای که طرح حمل و نقل پشگل ها را در ذهن کاغد کروکی می کرد !

.