سیلان
شعری از اکبر اکسیر
مهمان كه مي رسد
مادر از خجالت آب مي شود
پدر ، در صد درجه به جوش مي آيد
سماور مي چايد
قند بالا مي رود
كاشف السلطنه ـ قاچاقچي معروف چاي ! ـ
با احمد و محمود وارد مي شود
و كارخانه هاي چاي لاهيجان
يك به يك كلوچه مي شوند !
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مهر ۱۳۸۹ ساعت 12:24 توسط جیحون
|
بر درخت زنده بی برگی چه غم؟