شعری از اکبر اکسیر


مهمان كه مي رسد


مادر  از خجالت آب مي شود


پدر ، در  صد درجه  به جوش مي آيد

 

سماور  مي چايد

 

قند  بالا مي رود

 

كاشف السلطنه ـ قاچاقچي معروف چاي ! ـ


با احمد و محمود وارد مي شود

 

و كارخانه هاي چاي لاهيجان


يك به يك كلوچه مي شوند !