منشور چشمهای تو صد طیف رنگی است
چشمت امامزاده ی سبزیست دورها
من هم دخیل بسته ام ات مثل کورها
یک عینک سیاه به چشمان خود بزن
ترسم نظر زنند تو را چشم شورها
منشور چشمهای تو صد طیف رنگی است
یعنی شکسته در حرم ات کل نورها
تنها به سر نیامده صبر من عجول
سر رفته است کاسه صبر صبورها
میخواستی بهشت از آنت شود که شد !
من میروم . بمان تو در آغوش حورها
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 18:30 توسط جیحون
|
بر درخت زنده بی برگی چه غم؟